و مــــــادر...

و مـــادر...

چه واژه ثقیلی ،آنقدر که هر زنی را یارای به دوش کشیدنش نیست

گویند بهشت زیر پای مادران است...

پس به بها دهندش نه به بهانه...

و مـــادر...

با خنده اش می خندم

با گریه اش می گریه ام

نجواها داشت تا بخوابم

 نجوا کردم،خواستم بخوابد

    امیدم بود ،خواستم امیدش شوم

       پناهم بود، خواستم کوهش شوم

آنقدر که گاهی حس میکنم مـــادرت هستم مـــادر...

راستی مـــادرم یادت هست...

اولین دنج مشترکمان...کسی نبود جز من و تو

تلاشی داشتم برای نصب پرده ای میان خودمان و غیر...

که کسی نباشد جزمــــــــــــــــــــــا

گریه هایمان...خنده هایمان.....و چه ســــان گذشت...آن رفاقت...

 

و مـــادر...اسوه صبر ،متحمل گریه های مداوم شبانه کودک

و فرزند...سنبل سرکشی ،عدم انتقاد پذیری

ونــاهـــید...اولین سیاره روشنی بخش در شروع تاریکی شب

و نــاهــید مـــادر...

چه زیبا نامی که همیشه چراغم بودی در تاریکی غمهایم

و چه مظلومانه نور فشانی می کردی...که بی تو آسمانم بی ستاره بود.

راستی در جوانیت، دختر شایسته سال،تو را زیباتر از خود می خواند...

وچه عاشقانه ،زیبایت را به پایم ریختی تا...

   ریشه بگیرم....

    نــــــــلــرزم...

            پیش بروم...و...

و مـــادر....

اکنون اینجا ایستاده ایم

و دنیا با تمام غرورش...دروغش....عشقش....وسعتش....

بدون عزیزان جایی برای ماندن ندارد

و بی تو وجــودم بی وجود می شود...

چراکه با رفتنت 2 هویت را از من میگیری....

پس هـــــرگز نـــــــــــــمیر مـــادر.....

 

 

 

/ 60 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا رجایی

مادر عزیزترینه... مرسی از پست خوبت و عکس بامزه [گل]

زهرا رجايي

وبلاگ «سگ لرزه های یک شک» خیلی آرام و بی سر و صدا در یک عصر دل انگیز پاییزی -توسط دست هایی که دست خدا بالاتر از آنهاست- فیـــ.لتر شد!! سوال نمی کنم که: آیا کسانی که فیـ.لتر می کنند با کسانی که فیـ.لتر نمی کنند برابرند؟! شما هم یک لطفی بکنید: آدرسم را به آدرس جدید یعنی: http://shak14.blogfa.com/ تغییر دهید و به خانه ای که حالا «شک» اش بیشتر شده تشریف بیاورید! که با عشق و نکبت و با شعر به روز است منتظرتان هستم... مثل همیشه

مهدی آخرتی

سلام دوست من به روزم با حرف و مرثیه . . دعوتید

boshra

الهام جونم چرا اپ نمیکنی؟[دلشکسته]

بهار

سلامم عااااااااااااااااااااالی بود [دست] فقط دیر اومدم...مدتی نبودم بروزم

ساقي

آه خدایم: غم دل با که توان گفت نفسی نیست که یک دم بگویم دردم بار الها به که گویم درد را از چه گویم که جگر سوخته تر از من تنها چه کسی است به که گویم دردم که همه زخم مجدد شده اند بر تن من همه نامردتر از همه شده اند همه دیوانه صفت می خوانند مرا همه با من شده اند بیگانه همه تنهاترم می خوانند

نظافت منزل

مرسی لذت بردم. منتظر مطالب بیشتر از شما هستم.